بادی‌کیت و اسپویلر خوش‌ساخت را چطور بشناسیم؟

فرق فایبرگلاس، ABS، پلی‌یورتان و کربن، نشانه‌های قطعه خوش‌قالب، نصب درست با پیچ یا چسب، رنگ‌کاری، سرعت‌گیر و پلاک، و سهم واقعی آیرودینامیک در سرعت‌های ما.

۶ دقیقه مطالعه

یک هوندا سیویک تایپ‌آر آبی با لب‌سپر سفید، رکاب اسپرت، بال عقب و رینگ‌های نقره‌ای در پارکینگی خیس از باران

بادی‌کیت خوب را از سه چیز می‌شناسید: جنسی که با سرعت‌گیر و آفتاب ما کنار بیاید، قالبی که بدون زور و بتونه سر جایش بنشیند، و نصبی که به پیچ و بست درست تکیه کند، نه فقط به چسب. آیرودینامیک را هم فعلاً کنار بگذارید؛ روی ۲۰۶ و پراید، بادی‌کیت بیشتر ظاهر است و این عیب نیست، فقط باید بدانید پول چه چیزی را می‌دهید.

جنس قطعه؛ هر کدام یک‌جور می‌شکند

بادی‌کیت‌ها معمولاً از یکی از این چهار جنس ساخته می‌شوند و برای ۲۰۶ هم در بازار خودمان قطعه فایبرگلاس و ABS پیدا می‌شود:

جنس خوبی‌اش بدی‌اش
فایبرگلاس ارزان، هر طرحی را می‌شود با آن ساخت، قابل ترمیم سفت و ترد است و با ضربه ترک می‌خورد؛ کیفیتش خیلی به سازنده بستگی دارد
ABS قالب تزریقی، ابعاد دقیق، سطح صاف و رنگ‌پذیر در ضربه سخت ترک می‌خورد و تعمیرش جوشکاری پلاستیک می‌خواهد
پلی‌یورتان انعطاف زیاد؛ با ضربه خم می‌شود و برمی‌گردد سنگین‌تر و گران‌تر؛ رنگ‌کاری‌اش مواد مخصوص می‌خواهد
کربن سبک و سفت گران؛ ترد است و بی‌خبر می‌شکند

فایبرگلاس معمولاً با لایه‌گذاری دستی یا با پاشش در قالب ساخته می‌شود. در روش پاششی، ضخامت هر نقطه را خود اپراتور تعیین می‌کند و ابعاد قطعه هم دقت زیادی ندارد؛ برای همین دو لب‌سپر فایبرگلاس با یک طرح می‌توانند از زمین تا آسمان فرق کنند. پشت قطعه را نگاه کنید: ضخامت باید یکنواخت باشد و الیاف خشک و بی‌رزین نباید دیده شود.

ABS را بدون رنگ زیر آفتاب نگذارید. اشعه UV و گرما این پلاستیک را به‌مرور زرد و شکننده می‌کند و لایه رنگ از آن محافظت می‌کند. پلی‌یورتان مشکل دیگری دارد: رنگ‌کار باید افزودنی انعطاف‌دهنده به رنگ بزند تا رنگ همراه قطعه خم شود، وگرنه رنگ با اولین خم شدن ترک برمی‌دارد.

کربن واقعی سبک است، ولی تقریباً هیچ انعطافی ندارد و وقتی بشکند، یک‌باره می‌شکند. قطعه‌ای که «کربن» فروخته می‌شود ممکن است فقط یک لایه کربن روی فایبرگلاس یا فیلم طرح کربن باشد؛ وزنش را بپرسید و پشتش را ببینید.

قالب خوب بی‌زور جا می‌افتد

پیش از رنگ، قطعه را روی ماشین «پرو» کنید. سوراخ‌ها باید روی نقطه‌های نصب کارخانه بنشینند، فاصله قطعه با بدنه در چپ و راست یکی باشد و لازم نباشد با حرارت یا زور خمش کنند. قطعه‌ای که برای جا افتادن بتونه و برش می‌خواهد، بعد از رنگ هم همان‌قدر بدقلق است. اگر فروشنده گفت «موقع نصب درستش می‌کنیم»، معمولاً یعنی قالبش درست نیست.

پیچ، پرچ یا چسب؟

بهترین نصب همان است که از نقطه‌های نصب کارخانه و پیچ و بست استفاده کند. چسب دوطرفه صنعتی هم کار می‌کند، به شرط اینکه درست زده شود. 3M برای نوار VHB خودش می‌گوید سطح باید با مخلوط الکل ایزوپروپیل و آب تمیز شود، دما دست‌کم ۱۰ درجه باشد و فشار محکمی به نوار وارد شود و روی خیلی از سطح‌ها پرایمر چسبندگی نتیجه را بهتر می‌کند؛ تازه چسب حدود ۲۴ ساعت بعد به ۹۰ درصد و ۷۲ ساعت بعد به تمام قدرتش می‌رسد. پس کارواش و اتوبان همان روز ممنوع.

بعضی فروشنده‌ها نصب بال عقب ۲۰۶ را با چسب آکواریوم هم پیشنهاد می‌کنند. برای قطعه‌ای که در سرعت بالا در معرض باد است، پیچ‌های خود سازنده یا نوار صنعتی با همان دستورالعمل را ترجیح دهید. لب‌سپری که زیر سپر می‌نشیند و ممکن است به سرعت‌گیر گیر کند هم پیچ لازم دارد تا با اولین ضربه کنده نشود. پرچ هم محکم است، ولی برای باز کردنش باید آن را با مته درآورد؛ و هر سوراخی که برای پیچ یا پرچ در بدنه زده شود، بعد از برداشتن کیت سر جایش می‌ماند.

رنگ‌کاری و قیمت فروش

قطعه‌ها معمولاً خام یا آستری می‌رسند و بعد از پرو رنگ می‌شوند. رنگ کارخانه ماشین چندساله دیگر رنگ روز اول نیست و رنگ‌کار برای یکدست شدن، معمولاً رنگ جدید را کمی روی قطعه کناری هم «پخش» می‌کند؛ روشی که در دستورالعمل‌های سازنده‌های رنگ هم استاندارد است. ولی در بازار ما این یعنی گلگیر یا در کناری هم «رنگ‌شده» حساب می‌شود و ضخامت‌سنج خریدار آن را نشان می‌دهد. در جدول‌های عرف بازار، رنگ سپر کمترین اثر را روی قیمت دارد و بعضی اصلاً حسابش نمی‌کنند، ولی رنگ گلگیر و در چند درصد از قیمت کم می‌کند. پس از رنگ‌کار بخواهید تا جای ممکن رنگ را روی خود قطعه‌های کیت نگه دارد.

اگر قرار است بعداً PPF یا کاور هم بزنید، اول کیت را نصب و رنگ کنید؛ درباره فیلم‌ها در کاور، PPF یا رنگ نوشته‌ایم. قطعه‌های فابریک را هم دور نیندازید؛ بادی‌کیت خرجی است که موقع فروش معمولاً برنمی‌گردد.

سرعت‌گیر، پلاک و هوای رادیاتور

رئیس کمیسیون عمران و حمل‌ونقل شورای شهر تهران شهریور ۱۴۰۵ گفت سرعت‌کاه استاندارد نباید بلندتر از ۱۰ سانتی‌متر باشد و باید دست‌کم چهار متر طول داشته باشد، ولی این ضوابط همه‌جا رعایت نمی‌شود. طبق دفترچه ۲۰۶، دماغه این ماشین ۷۸۴ میلی‌متر جلوتر از محور جلوست؛ لب‌سپری که چند سانت جلوتر و پایین‌تر بیاید، روی رمپ پارکینگ و سرعت‌گیر زودتر زمین می‌خورد. اگر ماشین را خوابانده‌اید، این فاصله باز هم کمتر شده است.

پلاک هم باید سر جای خودش بماند. آیین‌نامه راهنمایی و رانندگی نصب پلاک در محل تعیین‌شده را لازم می‌داند و می‌گوید چراغ پلاک عقب باید شماره را از ۲۵ متری خوانا کند. سپر عقب یا دیفیوزری که جای پلاک یا چراغش را عوض کند، دردسر می‌سازد. در بازرسی ظاهری معاینه فنی هم «استاندارد بودن ظاهر خودرو» و چراغ پلاک بررسی می‌شود و به گزارش همراه مکانیک، تجهیزات اضافه غیراستاندارد می‌تواند باعث مردودی شود. پلیس راهور تهران هم اسفند ۱۴۰۳ گفته بود هر تغییر ظاهری بدون مجوز تخلف است؛ پس کیت هرچه نزدیک‌تر به ظاهر معمولی ماشین باشد، دردسرش کمتر است.

یک نکته هم درباره سپر جلو: در ماشین‌های معمولی، دهانه‌های سپر جلو بیشتر برای رساندن هوا به رادیاتور و محفظه موتور است. سپر اسپرتی که دهانه‌هایش کوچک‌تر یا تزئینی باشد، ممکن است در ترافیک تابستان به خنک‌کاری موتور فشار بیاورد.

آیرودینامیک؛ بی‌تعارف

نیروی آیرودینامیکی، چه پسا و چه نیروی رو به پایین، با مجذور سرعت زیاد می‌شود. در ۶۰ کیلومتر در ساعت، که سقف سرعت خیابان‌های شریانی اصلی در آیین‌نامه است، این نیرو یک‌چهارم همان قطعه در ۱۲۰ کیلومتر است. تازه اسپویلرهایی که به ماشین‌های معمولی اضافه می‌شوند بیشتر برای ظاهرند و به گفته منابع فنی، اثر آیرودینامیکی‌شان کم یا حتی منفی است. ۲۰۶ و پراید هم دیفرانسیل جلو هستند؛ بال بزرگ عقب اگر نیرویی هم بسازد، روی چرخ‌های عقب است که ماشین را نمی‌کشند، و در عوض پسا اضافه می‌کند.

پس بادی‌کیت را برای ظاهرش بخرید و طرحی را انتخاب کنید که دوستش دارید؛ بابت ادعای «آیرودینامیک» پول اضافه ندهید. اگر فقط یک توصیه را به خاطر بسپارید: قطعه را پیش از رنگ روی ماشین پرو کنید. قطعه‌ای که خام جا نیفتد، رنگ‌شده هم جا نمی‌افتد.

ادامه مطالعه