کلاچ؛ اولین قطعهای که بعد از افزایش قدرت کم میآورد
کلاچ بعد از ریمپ یا توربو چرا سُر میخورد، از کجا بفهمید، دیسک تقویتی یا صفحه سرامیکی کدام به کارتان میآید و هنگام تعویض چه چیزهای دیگری را باید عوض کنید.

بعد از ریمپ یا نصب توربو، معمولاً اولین قطعهای که اعتراض میکند نه موتور است نه گیربکس؛ کلاچ است. موتور گشتاور بیشتری میسازد، ولی کلاچ همان نیروی قبلی را برای نگه داشتنش دارد و جایی شروع به سُر خوردن میکند. خبر خوب اینکه تشخیصش ساده است و راهحلش هم همیشه گرانترین کیت بازار نیست.
کلاچ سُر میخورد؛ از کجا بفهمیم؟
مکانیکها به این حالت «بکسوات کلاچ» هم میگویند: پا را روی گاز فشار میدهید، دور موتور بالا میرود ولی سرعت ماشین همراهش بالا نمیرود. این حالت در دندههای سنگین و زیر بار بیشتر پیداست، چون آنجا کلاچ بیشترین گشتاور را تحمل میکند. آزمایشش ساده است: در دنده سه یا چهار، از دور پایین و ترجیحاً در یک سربالایی، پدال گاز را تا ته فشار دهید. اگر عقربه دور جلوتر از سرعت میدود، کلاچ دارد میلغزد. بوی لنت سوخته بعد از یک سربالایی طولانی هم نشانه دیگری است.
قبل از اینکه کیت کلاچ را مقصر بدانید، دو چیز ارزان را ببینید. اول خلاصی پدال: در ماشینهایی که کلاچشان با سیم کار میکند، سیمی که خیلی سفت رگلاژ شده نمیگذارد کلاچ کامل درگیر شود. دفترچه دنا هم رگلاژ سیم کلاچ را جزو بازدیدهای دورهای آورده است. دوم نشتی روغن: شرکت لوک (LuK)، از بزرگترین سازندههای کلاچ، نشتی کاسهنمد میللنگ یا گیربکس را از علتهای رایج لغزش میداند. صفحهای که روغن خورده، هر چقدر هم نو باشد، میلغزد.
چرا بعد از افزایش قدرت؟
اول اسمها: در بازار ایران به صفحه فشار فنری «دیسک» میگویند و به صفحه لنتداری که بین دیسک و فلایویل گیر میافتد «صفحه»؛ ما هم همین اسمها را به کار میبریم. ظرفیت یک کلاچ به سه چیز بستگی دارد: نیرویی که دیسک با آن صفحه را به فلایویل میفشارد، ضریب اصطکاک لنت و قطر صفحه. کارخانه اینها را طوری انتخاب میکند که گشتاور موتور فابریک را با کمی حاشیه نگه دارد، نه خیلی بیشتر.
حالا حساب کنید. دنا پلاس توربوی دستی از کارخانه ۲۱۵ نیوتنمتر گشتاور دارد و کارگاهها برای ریمپ مرحله یک آن معمولاً ۲۰ تا ۳۵ نیوتنمتر اضافه تبلیغ میکنند؛ حد و مرز ریمپ دنا پلاس توربو را جدا نوشتهایم. کلاچ نو شاید این را تحمل کند، ولی کلاچی که نیمهجان است نه. پراید با گشتاور حدود ۱۰۰ نیوتنمتریاش حکایت بدتری دارد: توربو روی پراید گشتاور را خیلی بیشتر از چیزی بالا میبرد که کلاچش برایش ساخته شده.
دیسک قویتر، صفحه سرامیکی یا فقط یک کیت خوب؟
اگر افزایش قدرت ملایم است، مثلاً یک ریمپ مرحله یک، و کلاچ قبلی هم کارکرده بود، اغلب یک کیت نو و اصل از برندی معتبر کافی است؛ کلاچ نو حاشیهای دارد که کلاچ ساییده از دست داده. برای قدرت بیشتر، گزینهها اینهاست:
| گزینه | چه چیزی بهتر میشود | چه چیزی بدتر میشود | مناسب برای |
|---|---|---|---|
| کیت نو و اصل هماندازه کارخانه | حاشیهای که کلاچ ساییده از دست داده | تقریباً هیچ | ریمپ ملایم روی کلاچ کارکرده |
| دیسک با نیروی فشار بیشتر و صفحه ارگانیک | ظرفیت گشتاور، با درگیری نزدیک به فابریک | پدال سنگینتر | ریمپ و تغییرات خیابانی |
| صفحه سرامیکی یا سرامیکفلزی دکمهای | تحمل حرارت و لغزش زیاد | درگیری ناگهانی، لرزش در دور پایین، صدای جیغ | ماشین مسابقه یا خیلی پرقدرت |
اکسدی (Exedy)، سازنده ژاپنی کلاچ که در بازار ما با نام قدیمیاش دایکن هم شناخته میشود، میگوید دیسکهای تقویتیاش نیروی فشار بیشتری دارند و پدال را حدود ۱۰ تا ۳۵ درصد سنگینتر میکنند. در ترافیک شهر و با کلاچی که با سیم کار میکند، این سنگینی را هر روز حس میکنید. همین سازنده صریح میگوید کلاچ تقویتی لزوماً عمر بیشتری ندارد؛ فقط گشتاور بیشتری را نگه میدارد.
صفحههای سرامیکی یا سرامیکفلزی، که لنتشان به شکل چند دکمه جداست، حرارت و لغزش را خیلی بهتر تحمل میکنند. ولی به گفته خود اکسدی درگیریشان تهاجمیتر است، در دور پایین و گاز کم ممکن است بلرزند و برای راه افتادن نرم باید دور بیشتری بدهید. برای ماشینی که هر روز در ترافیک کار میکند، این معمولاً انتخاب اشتباهی است.
یک هشدار بازاری هم بدهیم. کلمه «تقویتی» روی جعبه چیزی درباره نیروی فشار یا جنس لنت نمیگوید. مشخصات بخواهید، از منبع مطمئن بخرید و بدانید که کیت تقلبیِ برندهای معروف هم در بازار هست. اگر کسی «کلاچ استیج ۲» میفروشد، بپرسید دقیقاً یعنی چه، چون اسم استیج استاندارد نیست.
همراه کلاچ اینها را هم ببینید
بخش بزرگی از هزینه تعویض کلاچ دستمزد پیاده کردن گیربکس است، پس کار را یکباره و کامل انجام دهید:
- بلبرینگ کلاچ را همیشه همراه کیت عوض کنید. به گفته لوک، سلامت این بلبرینگ را در تعمیرگاه نمیشود آزمایش کرد.
- سطح فلایویل را ببینید. اگر خط، سوختگی یا ترک دارد، فلایویل یکتکه باید در حد مجاز سازنده تراشیده یا عوض شود. فلایویل دوتکه (دوجرمی) را نباید تراشید. لوک هشدار میدهد که ریمپ میتواند مکانیزم لغزش داخل این نوع فلایویل را زودتر فرسوده کند؛ علامتش شبیه سُر خوردن کلاچ است و با عوض کردن کلاچ خوب نمیشود.
- نشتی کاسهنمد عقب میللنگ یا ورودی گیربکس را پیش از بستن کلاچ نو رفع کنید.
- صفحه را با ابزار مرکزکن ببندید و روی هزارخار محور گیربکس گریس زیادی نزنید؛ گریس اضافه روی لنت پخش میشود.
- در ۲۰۶، پیش از خرید بدانید کدام گیربکس را دارید؛ تیپ ۲ و ۳ ساخت پیش از ۱۳۸۵ کیت کلاچ جداگانهای دارند و کیتشان با تیپهای بعدی یکی نیست.
بعد از نصب هم عجله نکنید. اکسدی برای کلاچهای تقویتیاش حدود ۸۰۰ کیلومتر رانندگی معمولی شهری، بدون استارت سنگین، را برای جا افتادن لنت توصیه میکند.
عادتهایی که کلاچ را زودتر از ریمپ میکشند
دفترچه دنا سه عادت را صریحاً منع کرده که به هر ماشین دستی دیگری هم مربوط است. پا را روی پدال کلاچ نگذارید؛ حتی فشار کم، کلاچ را کمی باز نگه میدارد و صفحه را میساید. ماشین را در سربالایی با نیمکلاچ نگه ندارید؛ برای این کار ترمز ساخته شده است. و با شتاب اولیه خیلی زیاد راه نیفتید؛ به گفته همان دفترچه، این کار به کلاچ، موتور، گیربکس و پلوسها آسیب میزند. ایرانخودرو صفحه کلاچ را قطعه مصرفی میداند و فقط ۱۲ ماه یا ۲۰ هزار کیلومتر گارانتیاش میکند؛ بقیه عمرش دست خود شماست.
پیش از پرداخت برای کلاچ تازه، این چهار سؤال را از خودتان و تعمیرکار بپرسید:
- واقعاً کلاچ است، یا سیم کلاچ و نشتی روغن؟
- افزایش قدرت چقدر است و آیا یک کیت نوی اصل کافی نیست؟
- بلبرینگ و فلایویل هم دیده و در صورت نیاز عوض میشوند؟
- پدال سنگینتر و درگیری تندتر را هر روز در ترافیک تحمل میکنم؟


