داینو چیست و چرا عدد هر داینو با دیگری فرق دارد؟
داینو قدرت را چطور میسنجد، چرا عدد سر چرخ از کاتالوگ کمتر است، ضریب تصحیح در هوای رقیق تهران چه میکند و برگه داینو را چطور بخوانید که سرتان کلاه نرود.

داینو، یا دینامومتر، دستگاهی است که گشتاور موتور را میسنجد و قدرت را از روی گشتاور و دور حساب میکند. وقتی در کارگاه میگویند «ماشین را ببریم داینو»، معمولاً منظور داینوی شاسی است: چرخهای محرک روی غلتک میچرخند و دستگاه قدرتی را که به زمین رسیده اندازه میگیرد. عدد هر داینو با دیگری فرق دارد، چون نوع دستگاه، جای اندازهگیری، استاندارد تصحیح هوا و روش کار اپراتور فرق دارد. برای همین آنچه معنی دارد عدد مطلق نیست، فرق قبل و بعد روی یک دستگاه، در یک روز و با یک روش است.
داینو چیست و چند نوع دارد؟
فرمولش ساده است: قدرت به کیلووات برابر است با گشتاور به نیوتنمتر ضرب در دور موتور، تقسیم بر ۹۵۵۰. فرق داینوها در این است که گشتاور را کجا و چطور میسنجند.
در داینوی موتور، موتور را از ماشین باز میکنند و مستقیم به دستگاه میبندند؛ عدد، قدرت سر میللنگ است، بدون گیربکس و چرخ. خودروسازها با همین دستگاه کار میکنند و عدد کاتالوگ از چنین آزمونی میآید. در داینوی شاسی یا غلتکی، کل ماشین روی غلتک میرود و با تسمه مهار میشود؛ عدد، قدرت سر چرخ است. داینوی هاب هم نوعی داینوی شاسی است که بهجای غلتک مستقیم به توپی چرخ بسته میشود و لاستیک را از معادله بیرون میبرد.
همین تفاوت کم نیست. آموزشگاه تیونینگ HP Academy یک نیسان 350Z را با همان سوخت، همان لاستیک و همان نقشه ECU روی دو دستگاه برد: داینوی هاب حدود ۱۸۳ کیلووات سر چرخ نشان داد و داینوی غلتکی حدود ۱۴۳ کیلووات. هیچکدام خراب نبود؛ لاستیک روی غلتک بخشی از قدرت را میخورد.
اینرسی یا ترمزدار؛ «ریمپ داینو» یعنی چه
داینوی اینرسی یک استوانه سنگین با جرم معلوم دارد و قدرت را از سرعت شتاب گرفتن همین استوانه حساب میکند. ساده و تکرارپذیر است، اما فقط وقتی کار میکند که ماشین با گاز کامل شتاب میگیرد و نمیتواند موتور را در یک دور و بار ثابت نگه دارد.
داینوی ترمزدار (باردار) علاوه بر غلتک یک ترمز دارد؛ در داینوهای شاسی امروزی بیشتر از نوع جریان گردابی (ادیکارنت) و گاهی آبی یا هیدرولیکی. این ترمز بار قابلتنظیم به غلتک میدهد و معمولاً یک لودسل (حسگر نیرو) گشتاور را میسنجد. چنین دستگاهی میتواند موتور را مثلاً روی ۳۰۰۰ دور و نیمهگاز نگه دارد تا تیونر سوخت و آوانس همان خانه از نقشه را تنظیم کند؛ کاری که از داینوی اینرسی خالص برنمیآید.
در کارگاههای ایران به ریمپی که روی داینو و با اندازهگیری قدرت، گشتاور و نسبت سوخت به هوا تنظیم میشود، «ریمپ داینو» یا «داینو مپ» میگویند. اسمش بهتنهایی چیزی را تضمین نمیکند. بپرسید داینوی کارگاه ترمزدار است یا فقط اینرسی، و نسبت سوخت به هوا را با سنسور وایدبند ثبت میکند یا نه. با داینوی اینرسی هم میشود قبل و بعد را مقایسه کرد، اما نقشه را خانهبهخانه تنظیم نمیشود کرد.
چرا عدد سر چرخ از کاتالوگ کمتر است
قدرت پیش از رسیدن به غلتک از کلاچ، گیربکس، دیفرانسیل، پلوسها و لاستیک میگذرد و بخشی از آن صرف اصطکاک و چرخاندن همین قطعات میشود. برای ماشین دیفرانسیل جلو با گیربکس دستی، رقمی که معمولاً گفته میشود حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد است؛ ماشینهای دیفرانسیل عقب، چهارچرخ محرک یا اتومات بیشتر از دست میدهند. این رقم قاعده سرانگشتی است، نه ضریب ثابت؛ افت به طراحی گیربکس، دنده، دمای روغن و لاستیک بستگی دارد.
بعضی داینوها کنار عدد چرخ، «قدرت موتور» هم چاپ میکنند. این عدد تخمین است، نه اندازهگیری. مثلاً در داینوهای Maha بعد از ران، ماشین را در دنده خلاص روی غلتک رها میکنند، از روی کند شدنش افت گیربکس و لاستیک را تخمین میزنند و به عدد چرخ اضافه میکنند. دستگاههای دیگر با مدلهای ریاضی خودشان حساب میکنند، پس عدد «موتور» دو داینو هم با هم مقایسهشدنی نیست.
یک حساب ساده برای ۲۰۶: ایرانخودرو قدرت موتور TU5 را ۱۰۵ اسببخار در ۵۸۰۰ دور اعلام کرده است. با افت ۱۰ تا ۱۵ درصد، عدد سر چرخ پس از تصحیح به شرایط استاندارد حدود ۸۹ تا ۹۵ اسببخار میشود. همین ماشین سالم در یک روز ۲۵ درجه تهران و بدون تصحیح، بهخاطر هوای رقیق حدود ۷۶ تا ۸۱ اسببخار نشان میدهد. اینها حساب است، نه نتیجه آزمایش، ولی نشان میدهد چرا عددی حدود ۸۰ روی برگه داینوی تهران لزوماً نشانه ایراد موتور نیست.
ضریب تصحیح و هوای رقیق تهران
موتور هوا میسوزاند و هوای رقیقتر یعنی اکسیژن کمتر در هر مکش. داینو فشار، دما و رطوبت هوا را میسنجد و عدد اندازهگیریشده را در یک ضریب تصحیح ضرب میکند تا تخمین بزند موتور در شرایط استاندارد چقدر قدرت میداد. مشکل این است که هر استاندارد دما و فشار مرجع خودش را دارد:
| استاندارد | دمای مرجع | فشار مرجع | ضریب تقریبی در ارتفاع ۱۲۰۰ متر و ۲۵ درجه |
|---|---|---|---|
| SAE J1349 | ۲۵ درجه | ۹۹ کیلوپاسکال، هوای خشک | ۱٫۱۷ |
| EEC 80/1269 | ۲۵ درجه | ۹۹ کیلوپاسکال، هوای خشک | ۱٫۱۷ |
| DIN 70020 | ۲۰ درجه | ۱۰۱٫۳ کیلوپاسکال | ۱٫۱۶ |
| STD (SAE J607) | ۱۵٫۶ درجه | ۱۰۱٫۳ کیلوپاسکال، هوای خشک | ۱٫۱۹ |
ستون آخر را با فرمول هر استاندارد، فشار جو استاندارد در ارتفاع ۱۲۰۰ متر (حدود ۸۷٫۷ کیلوپاسکال) و حدود یک کیلوپاسکال بخار آب حساب کردهایم؛ مهرآباد تقریباً در همین ارتفاع است و فشار واقعی هر روز با وضع هوا کمی فرق میکند. پس عدد تصحیحشده در تهران حدود ۱۶ تا ۱۹ درصد بیشتر از قدرتی است که ماشین همان لحظه داده، و در شمال شهر، در ارتفاع حدود ۱۸۰۰ متر، ضریب به حدود ۱٫۲۸ هم میرسد. کنار دریا فاصله استانداردها بیشتر است؛ STD معمولاً چند درصد بالاتر از SAE نشان میدهد. در گزارشی که مجله Road & Track در سال ۲۰۲۶ منتشر کرد، یک تکنسین یک ران ثابت را با چهار ضریب مختلف چاپ کرده بود و اختلاف به نزدیک ۱۰۰ اسببخار میرسید.
استاندارد اروپایی EEC خودش میگوید برای معتبر بودن آزمون، ضریب باید بین ۰٫۹۳ و ۱٫۰۷ بماند و اگر بیرون زد، دما و فشار دقیق آزمون کنار عدد نوشته شود. حق هم دارد: هرچه ضریب بزرگتر باشد، خطای حسگر دما و فشار هم بزرگتر در عدد نهایی ضرب میشود. ECUهای امروزی هم خودشان به دما و فشار هوا واکنش نشان میدهند و این فرمول ساده را از واقعیت دورتر میکنند. موتور توربو هم بخشی از کمبود هوای ارتفاع را با بوست جبران میکند، پس همان ضریبی که کمهوایی موتور تنفس طبیعی را جبران میکند، ممکن است عدد توربو را بیش از واقع بالا ببرد.
نتیجه عملی برای تهران: عدد تصحیحشده را با کاتالوگ یا با برگه ماشینی در شهر دیگر مقایسه نکنید. اثر یک ریمپ یا یک قطعه را با قبل و بعد روی یک دستگاه و با یک استاندارد بسنجید؛ اگر هر دو ران در یک روز و با فاصله کم گرفته شده، عدد تصحیحنشده هم کافی است.
متغیرهایی که ربطی به موتور ندارند
در همان گزارش Road & Track، یک فورد موستانگ دارک هورس که کارخانه ۵۰۰ اسببخار برایش اعلام کرده، در یک هفته و در هوای تقریباً یکسان روی چهار داینوی مختلف رفت؛ همه با تصحیح SAE، در دنده پنج که نسبتش یک به یک است، و بهترینِ سه ران. عددها از حدود ۴۲۱ تا ۴۶۵ اسببخار سر چرخ بود؛ حدود ۴۴ اسببخار اختلاف، بیآنکه پیچی روی موتور باز شود. حتی روی یک دستگاه هم کار اپراتور عدد را جابهجا میکند:
- فشار باد لاستیک: لاستیک کمباد زیر گشتاور تغییر شکل میدهد و قدرت بیشتری در سطح تماس با غلتک هدر میرود. کارگاه منظم فشار را برای همه رانها ثابت نگه میدارد. نوع لاستیک هم اثر دارد؛ HP Academy با گذاشتن لاستیک نیمهاسلیک هماندازه بهجای لاستیک خیابانی، روی همان نقشه حدود ۸ کیلووات کمتر دید.
- تسمهها: تسمهای که ماشین را به عقب بکشد یا بیش از حد سفت باشد، چسبیدن چرخ به غلتک را کم میکند و به لغزش و عدد پایینتر میرسد.
- دنده: همه رانها باید در یک دنده باشند، معمولاً دندهای که نسبتش به یک به یک نزدیکتر است. در دندههای پایین موتور خیلی سریع دور میگیرد و رانِ کوتاهتر از شش هفت ثانیه معمولاً داده قابل اعتمادی نمیدهد.
- گرما: چند ران پشت سر هم هوای ورودی، آب و روغن را داغ میکند و ECU برای محافظت جرقه را عقب میکشد؛ در موتور توربو اینترکولر هم داغ میشود. فن جلوی ماشین هیچوقت جریان هوای جاده را کامل نمیسازد، پس کارگاه درست بین رانها به ماشین فرصت خنک شدن میدهد.
تکرارپذیری را هم حساب کنید. در آزمایش مجله DSport روی پنج داینو، رانهای هر دستگاه بهطور میانگین تا حدود ۲ درصد با هم فرق داشتند، و Hot Rod نوشته روی یک داینوی شاسی معمولی، تغییر کمتر از حدود ۵ درصد را سخت میشود از نوسان محیط جدا کرد. پس «سه اسببخار بیشتر» از یک ران تنها، روی ماشینی با ۹۰ اسببخار سر چرخ، چیزی را ثابت نمیکند.
برگه داینو را چطور بخوانید
اول سربرگ را بخوانید: تاریخ، مدل دستگاه، استاندارد تصحیح (یا uncorrected برای عدد خام)، دما، فشار و رطوبت، خود ضریب و دنده. اگر اینها روی برگه نیست، عددش به درد مقایسه نمیخورد. عدد سر چرخ و عدد تخمینی موتور را هم از هم جدا کنید.
بعد منحنیها را ببینید، نه فقط عدد بیشینه را. برای ماشین خیابانی، گشتاور در دورهایی که بیشتر در آنها رانندگی میکنید از بیشینه قدرت نزدیک کاتآف مهمتر است. منحنی قبل و بعد را روی هم بگذارید و ببینید فاصله در کل بازه دور است یا فقط در یک نقطه؛ ریمپی که بیشینه را کمی بالا ببرد و وسط را خالی کند، در ترافیک ضرر است.
اینها را نشانه هشدار بدانید:
- استاندارد تصحیح یا وضع هوا روی برگه نیست، یا ضریب با ارتفاع و هوای آن روز جور درنمیآید.
- برگه قبل و بعد در دو روز، روی دو دستگاه، با دو استاندارد یا در دو دنده گرفته شده.
- فقط یک ران و فقط عدد بیشینه، بدون منحنی.
- افزایش بزرگ از ریمپ تنها روی موتور تنفس طبیعی؛ ریمپ روی چنین موتوری معمولاً فقط چند درصد اضافه میکند.
- جهش یا فرورفتگی تیز در یک دور خاص که در ران بعدی تکرار نمیشود.
اگر فقط یک چیز از کارگاه بخواهید، این باشد: سه ران قبل و سه ران بعد، در یک روز، در یک دنده، با یک فشار باد و یک استاندارد تصحیح، روی یک برگه. ادعاهایی مثل اسببخارهای فیلتر قارچی را هم با همین معیار بسنجید. اگر ماشینتان به دیاگ عمومی جواب میدهد، با یک دیاگ بلوتوثی ELM327 دمای هوای ورودی و آوانس را هم کنار رانها ثبت کنید.


